** ثــــنــــــــــا **

کوچولوی بهشتی

آبجی ثنا !!!

اینترنتمون به علت بدهی قطع شده و چون قراره ایشالا واسه عید بریم خونه خودمون دیگه وصلش نمیکنیم، این دلیل غیبت این مدت

واما خبر خوشی که دارم اینه ، لطف خدای بزرگ یه بار دیگه شامل حالمون شد و یکی دیگه از فرشته های بهشتیش رو بهمون هدیه داد و دخترک ما آبجی ثنا شدن

خدایا شکرت ، هزار هزار شکرت

خدایا هوامونو داشته باش ، میدونی که اینروزها چقدر گرفتاریم تنها امیدمون فقط و فقط خودتی

دوستان به یاد همتون هستم و ایشالا نتم که وصل بشه (احتمالا بعد عید دیگه) میام وجبران این همه محبتی که بهم داشتین رو میکنم

واسمون دعا کنین



برچسب‌ها: خوش خبری
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1392ساعت 11:51  توسط مامانی  | 

روزانه

سلام سلام  دوستان ، خوبین همگی ؟ماچ

 

جونم واستون بگه از بس این سرعت نت من ذغالی هستش دل و دماغ نمیمونه واسم که بخوام بیام اینجا رو سر وسامونی بدمافسوس

 

ولی دلم نمیاد از دخترم ننویسم  که هر روز کارای جدیدتر و حرفای تازه تر داره واسمون

 

جدیدا یاد گرفته میخواد یه حرفی رو تایید کنه میگه : آهان درسته ، من میدونماز خود راضی

 

تا میبینه من وهمسری پیش هم نشستیم و اندکی صمیمانه شدیم فوری غیرتی میشه ومیاد باباشو بغل میکنه ومیگه :ولش کن ، شوهله منه منتظر (دختر ندیده بودم بشه هووی مامانش که حالا دیدم )

 

به عروسکش میگه : تسیدی ؟ نترس ، من اینجام (ترسیدی ؟ نترس ، من اینجام ) اينقدم با احساس بغل ميكنه و نوازش میکنه اين عروسكو كه نگوقلب

 

يه مغازه هست كه مامانم هميشه ازش كاموا ميخره بعد اين خانومه خيلي ثنا رو دوست داره يه بار كه رفتيم مغازه ش بهش بادكنك داده ، از اون روز هر سري ميريم مغازه ش تا وارد ميشيم ميگه : خاله بادكنك بدهنیشخند

 

دخترکم امید روزهای سرد زمستون منی عاشقتــــــــــــــــــم حتی اون موقع هایی که از سر خستگی وبی حوصلگی سرت داد میزنم

 





 

خدایا این روزها از خلقت ناامید شدم وامیدم فقط به خوده خودته میدونم که ناامیدم نمیکنی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1392ساعت 14:49  توسط مامانی  | 

یک سال دیگر

باز هم 9/9 شد و من یک سال بزرگتر شدم

خدایا شکرت که به همراه مردی مهربون وعاشق و دخترکی سالم وشاداب به سومین دهه از زندگیم وارد شدم ، هزاران بار شکرت


تولدم مبارک

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1392ساعت 3:3  توسط مامانی  | 

دخترکم

چقدر دور شدم از این خونه مجازیم

همه ی وقتم به شب نشینی با دوستان و وب گردی میگذره

خیلی وقته از دخترکم ننوشتم و از این بابت ناراحتم از دست خودم


دخترک شیرینم که روز به روز بزرگتر میشه و من هر روز دلتنگ روزهای گذشته ش میشمافسوس

دخترکی که این روزها حسابی سرما خورده و از داروهای گیاهی بگیر تا شیمیایی هیچکدوم حالشو کامل خوب نمیکنهگریه

دخترکی که این روزها حسابی نطقش باز شده وبلبل زبونی میکنه واسموننیشخند


دخترکی که این روزها تا کار اشتباهی میکنه ومورد توبیخ قرار میگیره بعد چند دقیقه با یه لبخند کاملا حرفه ای و با یه لحن بسیاااااار شیرین و لوس گونه ای بهم میگه : مامانی مذلت میخوام ، باشه ؟!!


دخترکی که این روزها از شدت جیغ زدنش کم شده و به لجبازی های که اقتضای دوسالگیشه اضافه شدهکلافه


دخترکی که این روزها تا اونجایی که بتونه تو انجام کارها کمک مامانش میکنه ، از پهن کردن وجمع کردن سفره بگیر تا مرتب کردن اتاقش و اسباب بازی هاشماچاز خود راضی


دخترکی که این روزها از بیرون که میایم لباساشو خودش درمیاره و وقتی بهش میگم ببر بذار تو اتاقت ، به حرفم گوش میکنه قلب


دخترکی که این روزها هرکس از فامیل وآشنا میبینتش اولین سوالی که از من میپرسن اینه که چرا این بچه اینقدر لاغر شدهگریه 


دخترکی که این روزها یه دقیقه لشکره مامانشه و دیگه کل روز میره لشکره باباشمنتظر


دخترکی که این روزها اکثره شعرای کتاباشو حفظه و با کمک مامان میخونه قلب

 

دخترکی که این روزها تا باباش بخواد با شوخی مامانی رو اذیت کنه ، فوری میاد دست بابایی رو میگیره و میگه : عه مامانیا اذت نکونهورا


دخترکی که این روزها با وجود اینکه عاشقشم حس میکنم اونجوری که باید بهش رسیدگی نمیکنم و از این بابت گاهی دچار عذاب وجدان میشم شدیییییددل شکسته


و خلاصه اینکه ، دخترکی که  این روزها عادت کرده بعد از لی لی حوضکش حتما چایی نبات بخوره

به این صورتزبان


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1392ساعت 16:43  توسط مامانی  | 

نتیجه مسابقه !!!

با تشکر وسپاس خیلی زیااااد از دوستای عزیزم   اعلام میکنم که در مسابقه مذکور، نائل به کسب مقام 11 شدیمخنده


+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1392ساعت 17:49  توسط مامانی 

مطالب قدیمی‌تر