X
تبلیغات
** ثــــنــــــــــا **
مادر روزت مبارك


م : محبت
ا : ایثارگر
د : دلسوز
ر : راز دار
اینا یعنی مــــــــــــــــــادر




دلبركم 21 ماه است كه به يمن وجودت  مادرم مينامند

عاشقانه دوستت خواهم داشت تا ابد


   خدايا ممنونتم..........اي خداي مهربانم  به حق اين روز مبارك دامن همه زنان آرزومند را سبز كن ........ الهي آميـــــــــــــن


امروز ما

امروز صبح به اتفاق دایی و زن دایی و صد البته عشق شما علی آقا 6تایی رفتیم ک و ی ر زیبای م ص ر محل برگذاری مسابقات ش ت ر سواری که بسیار شلوغ هم شده بود حالا ما که زیاد چیزی نفهمیدیم ازش ولی خوب بود

بعدشم رفتیم یه جای دنج پیدا کردیم و نشستیم  بساط چایی و راه انداختیم  بعدشم نهار خوردیم و ساعت ۱ونیم هم خونه بودیم آخه بابایی ساعت ۲ شیفت بود . بابایی که رفت سره کار یه کم استراحت کردیم وبعدش بردمت حموم و شدی خانوم گل ولالا کردی 

و دقیقا همین الان بیدار شدی اومدی تو بغلم و با بد اخلاقی میگی مامانی به به

خب ما بریم تا کچلمون نکرده این دخترک

 

در ضمن سپر ماشین آخرین مدلمون هم شاهکار مامان میباشد

روز هاي خوب خدا
روزهایی که گذشت هم خوب بودن وهم بد ثنای نازم یک هفته مدام تب میکرد و شب وروزش جیغ و گریه شده بود و ما هم نمیتونستیم کاری کنیم واسش  آخه بیقراری هاش واسه دندونای جدیدش بود

دقیقا تو اوج مریضی خانوم گلم داداشم اینا از مکه برگشتن و تو اون همه رفت و آمد مهمونا من فقط بچه به بغل در حال آروم کردن دخترم بودم دیگه رسما از کت وکول افتادمااااا حالا شکر خدا نصفه های شب که بیدار میشد فقط سراغ باباشو میگرفت و من هرچی میخواستم بغلش کنم نمیذاشت  واز حق نگذریم باباشم این مدت خیلی کمک حالم بود

ولی خب به هر حال گذشت دیگه و الان دخترکم ۱۴دندونه شده  

اینروزا خیلی تند و باشتاب داره میگذره و من روز به روز شاهد بزرگتر شدن و پیشرفت دخترم هستم الان دیگه ثنا دقیقا مثل یک ضبط صوت عمل میکنه و هر چی بشنوه یا ببینه تکرار میکنه. علاقه زیادی به خوندن کتاباش داره همیشه کتابش دستشه وبه من یا باباش میگه بخونی؟ خودشم که ورق میزنه یه آهنگ خاصی میده به صداش و مثلا داره شعر میخونه حالا یه چیزی که واسه خودم جالبه اینه که از سجاده مامانم کتاب دعا بر میداره وباز میکنه وصلوات میده الا هوم صلی الام 

شعر خوندمونم به این صورته :

من :تاب تاب      ثنا:عباسی

خدا منو           نداسی

اگه میخوای     بنداسی

بغله            مامانی بنداسی


یه توپ دارم      گیلگیلي

سرخ وسفیدو     آبیه

میزنم زمین      هبااا میله

نمیدونی تا      کوجاااا میله

من این توپو      نشتم

مشقامو خوب     نشتم

بابام بهم            عیدی دا

یه توپه             گیلگیل دا  (تشوییییق)این تشویقم بعده تموم شدن اکثره کارا وشعراش میگه

 

بعد غذا دستاشو میبره بالا ومیگه الای شک (الهی شکر)

تو گاز گرفتن استاد شده حسابی وقبلشم اعلام میکنه که میخواد گاس بگیرهخلاصه که دیگه روزای خیلی خیلی خوب و آرومی را داریم سپری میکنیم به لطف خدا

درسته که مشکلات مالی زیادی داریم ولی خب بازم شاکریم که این نعمت خوبه خدا را داریم که هر موقع میبینه ناراحتیم سرشو کج کنه و زل بزنه تو صورتمون و بگه مامانی خوبی ؟ یا حمید خوبی ؟ و من وحمید کل غمای دنیا فراموشمون بشه  

خدا جووووونم عاشقتمممممم


ثناي تبدارم


وقتي دختركم قهر ميكنه


دمپاییش تررر زده به کل عکس


اين خاك خوردن داره عاياااا



عید امسال

روزهای اول عید که طبق معمول هر ساله به دید وبازدید گذشت


بفرمایید در ادامه لطفا


ادامه مطلب
اولین پست 92!!!

عید همه مبارکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


سال جدید در حالی آغاز شد که دخترک بعد از یه حموم حسابی در خواب ناز آقای پدر در حمام و منم ضمن اینکه به چیتان پیتان خودم میرسیدم هی میرفتم دره حموم و داد میزد حمییییییید زود باش دیگه الان سال تحویل میشه ها و زمانی که تلویزیون اعلام کرد چند ثانیه تا آغاز سال جدید باقی مونده من فقط تونستم بشینم و دست به دعا بشم  و بعدشم که دیگه آغاز سال ۱۳۹۲


اینجا بچه م تازه از خواب بیدار شده بود




اینجام که دیگه آماده برای رفتن خونه آگا جون